تبلیغات
پناه بی‌پناهان - معامله با خدا
امام هشتم از پدرش موسی بن جعفر علیه السلام روایت كرده كه فرمود:
امام صادق علیه السّلام با گروهی كه اموالی برای تجارت به همراه داشتند از راهی می گذشتند، به ایشان خبر دادند كه راهزنانی مسلّح در راه هستند و اموالتان را به سرقت می‏ برند، همراهان به خود لرزیدند و همگی به وحشت افتادند، پس امام صادق علیه السلام به آنان فرمود: چه شده است شما را كه این چنین پریشانید؟ گفتند: با ما اموالی است و می ترسیم كه از ما به سرقت ببرند آیا تو آنها را از ما می‏ گیری؟ شاید دزدان چون ببینند از آن توست نگیرند و صرف نظر كنند و مزاحم نشوند! امام فرمود: شما از كجا می‏دانید، ممكن است آنها غیر مرا قصد نداشته باشند و مرا بدین سبب در معرض تلف می‏افكنید، گفتند: پس چه كار كنیم؟ آیا آن را دفن كنیم ؟ فرمود: این بدتر است شاید غریب تازه واردی آن را بفهمد و مال را ببرد یا اینكه شما پس از دفن بدان راه نیابید، گفتند: پس چه كنیم؟ ما را راهنمائی كن، حضرت فرمود: آن را نزد كسی به ودیعه گذارید، كسی كه آن را كاملا حفظ نماید و نگهداری كند و نموّش دهد و هر واحدی از آن را بزرگتر از دنیا و آنچه در آنست نماید، سپس به شما باز گرداند با زیاده و بهره، هنگامی كه شما سخت بدان محتاج باشید، پرسیدند كه او كیست؟ فرمود: او خداوند عالم است، پرسیدند چگونه بدو ودیعه سپاریم؟ فرمود: به ضعفا و تهی‏دستان از مسلمانان تصدّق دهید، گفتند: اكنون به ضعفا دسترسی نداریم (چه كنیم) ؟ فرمود: قصد كنید كه یك سوّم آن را صدقه دهید تا خداوند از ما بقی آن دفاع كند و آن را از آنچه شما از آن می‏ترسید حفظ نماید، گفتند: قبول كردیم و عهد كردیم كه چنین كنیم، فرمود: اكنون در امان خداوند عزّ و جلّ هستید، پس حركت كنید، همه به راه افتادند، ناگهان علامت حرامیان ظاهر گشت و همه قافله را خوف گرفت، امام × فرمود: چرا این چنین می‏هراسید، شما در امان خدای تعالی هستید، هرگز بیم نكنید، گروه راهزنان سواره رسیدند، و از اسبان به زیر آمده نزد امام صادق × آمدند و دست مبارك آن حضرت را بوسیده و اظهار نمودند كه دیشب در خواب رسول خدا | را دیدیم و به ما فرمان داده تا خود را به تو معرّفی كنیم و اكنون در اختیار شما هستیم و از شما و این گروه جدا نمی‏شویم تا همه را محافظت نموده به منزل رسانیم، امام صادق × فرمود: ما نیازی به شما نداریم، همان كس كه ما را از خطر شما حفظ فرمود همو حافظ و یار و یاور ما خواهد بود و از شرّ دشمنان حفظمان خواهد فرمود، پس همگی به سلامت گذشتند و به منزل رسیدند و ثلث مال را به عنوان صدقه به فقرا و بی‏نوایان دادند و مال التجاره ایشان سود كرد و هر درهمی ده برابر شد، و آنان با خود می‏گفتند: چه بسیار بود بركت (همراهی با حضرت) صادق × سپس امام به ایشان فرمودند: اكنون بخوبی دانستید كه معامله با خداوند چقدر پربركت و سودمند است، پس بر آن مداومت كنید.


تاریخ : 1394/07/4 | 23:00 | نویسنده : محمد | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • یا غریب